بیچاره موزه های انباری
Posted by: parsifa on: می 23, 2009
بیچاره موزه. موزه كه گناهی نكرده است كه مخاطب ندارد یا شاید هم دارد ولی آنقدر این نام گمشده ذهن بیچاره مخاطب است كه مثلا برای بازدید از موزه ملی تخمه و چیپس میبرند تا قرچقرچكنان به حمورابی نگاه كنند و لابد پوست موز هم بیندازند زیر پای سرباز اشكانی كه شاید زمین هم بخورد.
تكراری است كه بگوییم حافظه تاریخی ما ایرانیان چندان هم خوب نیست، اما حداقل باید چند سال اخیر را كه یادمان باشد.
درست همین سالهایی كه خبر سرقت از موزههای كشور مثل نقل و نبات چاپ میشود در صفحات حوادث و غیرحوادث و هیچكس هم ككش نمیگزد كه آخر چرا وقتی جایی برای نگهداری آثار موزهای ندارد اصلا آنها را چرا از زیر خاك بیرون میآورید كه جایی برای نگهداریش نداشته باشید یا چندی بعدترش آنها را اصلا بدزدند.
مثال میخواهید سری به موزه ملی ایران بزنید. موزه مادر است بیچاره این موزه ملی ایران باستان، اما در انبارش چند صد هزار اثر تلنبار كردهاند روی هم با این توجیه كه جای نمایش ندارند.
اصلا چرا راه دور برویم همین چند وقت پیش بود كه چند اثر را در روز روشن – چه كسی میداند شاید هم شب تار و تاریك – از همین موزه مادر كشور دزدیدند تا نشان دهند این موزه اصلی كشور چقدر ایمن است. از ایمنی حرف به میان آمد بهتر است از این نكته نیز غافل نشویم كه اكنون هیچ موزه استاندارد در كشور نداریم.
این یك ادعا نیست یك واقعیت است لطفا آن را جدی بگیرید. استانداردسازی یعنی آنكه یك پرسش كه چرا در آغاز هفته میراث فرهنگی باید خبر سرقت رونوشت نسخه قانون ابوعلی سینا از موزهای در همدان منتشر شود و اما این خبر پایان كار نباشد. هر روز خبری جدید و افسوس تازهتر.
یك روز در تهران كه با تمام امكانات پایتختمابانه خود موزههایش مورد سرقت قرار میگیرد و روز دیگر در شهری كوچكتر كه لابد موزهاش امكانات حفاظتی هم ندارد و محتوم و محكوم است كه آثارش یا بر سر غفلت به سرقت بروند یا بر اثر كوتاهی از بین.
واقعیت این است كه شاید وظیفه دولتمردان بخش مرتبط با میراث فرهنگی چه اكنون و چه بعد كه سرنوشت آن نیز در انتخابات آتی مشخص میشود همین باشد كه تنها سالی یكبار به موزه ملی نیایند و مثلا مراسمی را نطق نگویند كه با توجه به وضعیت كنونی موزه ملی ایران باستان شاید فاجعه پسوند مناسبی برای این اسم باشد.
طرح توسعه موزه ملی ایران معلق است. این را با تاكید باید گفت تا شاید آنها كه فكر میكنند موزه ملی ایران هنوز جایی برای نمایش آثار دارد كمی به خود بیایند و فكری برای سقفهای در حال فرو ریختن این موزه كنند.
تصور كنید این موزه را مرتضی قلیخان هدایت با همكاری آندره گدار نزدیك به ۷ دهه پیش بنا كردهاند و هنوز انتظار داریم جان بكند برای نمایش تمدن ایرانی؟
اگر بهانه این است كه پول نداشتهایم برای تامین حفاظت از میراث ایرانی جماعت كه حداقل من باور نمیكنم این وظیفه تكتك ایرانیان است كه آجر به آجر كمك كنند تا ساختمانهایی ساخته شود در خور نام موزهای برای نمایش تمدن و هنر ایرانی. وگرنه كه دزد حاضر و بز نیز ایضا. در ایران كه اثر تاریخی كروركرور ریخته است و تا دلتان بخواهد آقایان دزد كه حظ میكنند از شنیدن نام موزه.
مهدی نورعلیشاهی