Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘تاریخی’ Category

باغ از زمانهای قدیم بخشی اساسی از زندگی ایرانیان و معماری آنان بود؛ و در موجودیت آتشکده‌های بزرگ و تقویت نمادین آنها سهم داشت. از زمان سومریان، باغ معبد و قصر سلطنتی را احاطه می کرد. ایرانیان، به منظور بهره‌گیری نسبی از منابع آب، چاره اندیشی هایی کرده بودند و کاریزهایی عمیق – به طول ۸۰ تا ۱۲۰ کیلومتر – حفر می کردند. حتی در ۳۵۰۰ سال ق م، نقوش سفالهای پیش از تاریخ علاقه شدید به آب و حاصلخیزی را نشان می‌دهد.

ایرانیان باستان در نقوش مفرغهای لرستان (حدود هزار سال ق م) درخت را همراه با آب روان ترسیم کرده‌اند که مطلوبترین منظره در سرزمینی خشک است. پس از آب، درختان در شکل‌گیری باغ ایرانی مهمترین نقش را دارند. ایرانیان قدیم به فرشته مقدسی معتقد بودند به نام «اوروزا» که صدمه زدن به گل و گیاه موجب ناراحتی و خشم او می‌شد.

«کوروش» در سارد باغ بزرگی ساخت و به دست خود در آن درخت کاشت. باغهای هخامنشی دارای طرحهای مستطیل دقیق با خیابانها و درختان متقاطع بود. سنگ نگاره‌های به جا مانده از دوران هخامنشی با درختان راست قامت، بخوبی اهمیت باغ در میان ایرانیان و نیز نظم هندسی موجود در باغهای ایرانی را نشان می‌دهد. باغ در عصر ساسانیان نیز بر پایه اصول گذشته شکل گرفت. ترکیب هندسی منظم میان میدان اصلی و خیابانهای عمود بر هم و کرتهای راست گوشه ای از ویژگیهای این باغها بود.

در دوران اسلامی، باغهای انبوه کاخها را احاطه ‌کردند و از لحاظ معماری به عنوان بخشی از آن محسوب می‌شدند، به صورتی که باغ تمامی جوانب اصلی بنا را به صورت قرینه فرا می‌گرفت؛ و سراسر محوطه به قطعات مستطیلی تقسیم می‌شد که از میان آنها جویهای کوچکی می‌گذشت . این ‌باغها به پیروی از ایرانیان باستان ساخته می‌شد.

از همان سده‌های نخستین هجری، باغسازی به شیوه ایرانی به فراسوی مرزها می‌رود و به مرور زمان گستره خود را وسیعتر می‌کند. باغهای زیبای اندلس (در قصر الحمرا) و باغهای باشکوه «کشمیر» نمونه‌هایی از این باغهاست که تحت تأثیر باغسازی ایرانی شکل گرفتند؛ اما به طور کلی شیوه باغسازی در کشورهای شرقی از باغسازی ایران الهام گرفته است.

در کتاب «تاریخ تمدن»، نوشته «ویل دورانت» (قسمت عصر ایمان)، آمده است: باغ به سبک ایرانی مورد تقلید سایر ملل نیز قرار گرفت و هم در بین اعراب و مسلمانان و هم در هندوستان رواج یافت و در قرون وسطی موجب الهام اروپاییان گردید. در اروپای قرون وسطا که در شهرها باغ عمومی و فضای سبز مفهومی نداشت، بیشتر شهرهای ایران در محاصره باغهای سرسبز و انبوه به خود می‌بالیده‌اند که پناهگاهی برای آسایش ساکنان آنها بوده است و از نظر زیبایی و طراوت در دنیای آن روز بی نظیر بودند.

Advertisements

Read Full Post »

حدود ۲۰۰۰ سال ق م دولت شهرهای سومری فروپاشیدند و راه را برای ایجاد حکومت های کوچک پادشاهی گشودند. یکی از این حکومت ها، پیرامون شهر «بابل» تاسیس شد. شهر بابل در ۱۰۰ کیلومتری جنوب شهر «بغداد» امروزی واقع شده بود؛ و مردمانش به زبان اکدی (یا کلدانی) سخن می گفتند. واژه بابل در زبان سامی آن دوره به مفهوم «دروازه خدایان» بود.
بابل در دوران سلطنت طولانی «حمورابی» از ۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰ ق م به اوج شکوه خود رسید. حمورابی یک قانون گذار بزرگ بود. او قانون مشهور حمورابی را در ۲۸۲ ماده تدوین کرد، که نسخه اصلی آن بر سطح یک لوح از جنس سنگ «بازالت» حک شده است ، و امروزه در موزه «لوور»  پاریس نگهداری می شود. او تمام خدایان محلی را تحت فرمان یک خدای برتر یعنی «مردوخ»، خدای  بابل درآورد. نخستین امپراتوری بابل در حدود سال ۱۵۹۵ ق م توسط «هیتی ها» ویران شد. هیتی های تازه وارد، قومی از ریشه هند و اروپایی بودند، که در مرکز «ترکیه» کنونی یک کشور به نام پادشاهی «هیتی» تاسیس کردند و پایتختشان «هاتوسا» نام داشت.
علت برتری آنها بر اقوام و کشورهای همسایه آگاهی این قوم از ذوب فلز آهن بود ، بنابراین

سلاح های آنها بر سلاح های برنزی و مسی اقوام همجوار برتری داشت. مدتی بعد بابل به اشغال آشوریان درآمد. آشوریان دارای فرهنگ مشابه بابل بودند، و مانند قوم بابل به زبان اکدی سخن می گفتند.

آشوریان در حدود سال ۱۲۷۴ق م کشور گشایی های خود را آغاز کردند و اندک اندک سراسر خاورمیانه را تصرف نمودند. در زمان سلطنت «آشور بانیپال» که در سال ۶۶۸ ق م آغاز شده بود، قلمروی آشوریان تا مصر نیز گسترش یافت، اما تقریبا ۲۰ سال پس از مرگ او در سال ۶۳۰ ق م ، امپراتوری آشور توسط «هووخشتره» پادشاه «مادها» که با بابل متحد شده بود ، منقرض گردید؛ و بابل بار دیگر توانست شکوه گذشته خود را بازیابد.

معروفترین پادشاه بابل «بخت النصر» بود، که در سال ۶۰۵ ق م پادشاه بابل شد. بخت النصر ابتدا مصریان را شکست داد و آنها را از خاورمیانه بیرون راند. مدتی بعد ، شهر تیر در فنیقیه (صور در لبنان کنونی) را تصرف کرد. بخت النصر به توسعه شهر بابل، پایتخت خود پرداخت. او حصاری به طول ۱۸ کیلومتر را در پیرامون شهر ایجاد کرد که ورودی اصلی شهر محسوب می شد.

بخت النصر دستور بازسازی «زیگورات بابل» را داد، که اساس احداث برج مشهور بابل شد. احداث باغ های معلق بابل نیز به بخت النصر نسبت داده شده است. با مرگ بخت النصر در ۵۶۲ ق م بابل بار دیگر شکوه خود را از دست داد و پادشاهانی بی لیاقت یکی پس از دیگری این تمدن کهنسال را رو به زوال بردند؛ تا اینکه در سال ۵۳۹ ق م ، «کورش» پادشاه هخامنشی سراسر بین النهرین از جمله بابل را تصرف کرد؛ امپراتوری بابل منقرض شد و بابل به یک شهر کوچک مبدل گردید و دیگر هرگز امپراتوری بابل تجدید نشد

Read Full Post »

تمدن مینوآن

حدودا در حد فاصل سال های 2200 تا 1450ق م، تمدن «مینوسی ها» در جزیره «کرت»، واقع در دریای مدیترانه، شکوفا گردید. در دوران این تمدن که مردمانش نام آن را از «مینوس»، پادشاه افسانه ای گرفتند، ساختن قصرها با شیوه معماری پیچیده، مورد توجه بود. گفته می شود که بزرگترین این قصرها، که در «ناسیس» واقع است، جایگاه «مینوتور» (حکمران مینوآن را مینوتور می گفتند) بود. بازرگانان «مینوآن» از دریای مدیترانه می گذشتند و به خرید و فروش مصنوعات فلزی و سفالی و فانوس با تمدن های مجاور می پرداختند.

بعد از زوال تمدن مینو آنی در حدود 1450 ق م، قوم «میسن» که اهل نواحی مرکزی یونان بودند بر سواحل دریای اژه مسلط شدند. این قوم جنگجو و تاجر پیشه در دژهای سنگی مستحکمی که بر روی تپه ها بنا شده بودند، مستقر گردیدند. در هر یک از این دژها قصر کوچکی وجود داشت که تالار اصلی آن را «نگارون» می نامیدند. هر چند که تزئینات این قصرها از شکوه و جلال و هنر مینو آن تاثیر گرفته بود، اما با قصرهای بزرگ و مجلل مینوآن تفاوت بسیاری داشت.

«میسنیان» برای ایجاد سیستم نوشتاری خود از نوشته های مینو آن کمک گرفتند. مینو آن ها از یک سیستم نوشتاری به نام «لاینیر»، که هرگز تفسیر نشده است، استفاده می کردند. سیستم نوشتاری لاینیر که توسط میسنیان توسعه پیدا کرد، شکل اولیه خط یونانی بود. میسنیان به شکار و شرکت در برنامه های شکار بردگان علاقه داشتند، و به تجارت نیز می پرداختند.

نقاشی های دیواری بسیار زیبا و ظریف، که بر دیواره خرابه های قصر های به جا مانده از آن دوران است، شغل های مردم مینو آن را نشان می دهند. لذت و شادی ناشی از آکروبات بر روی گاومیش ها و مسابقات بوکس به همراه آیین و تشریفات زندگی درباری نیز در این نقاشی ها نشان داده شده اند.

لوحه مدور فائستوس

این لوحه سفالی مدور، در قصر «فائستوس» متعلق به دوران تمدن مینو آن، در جنوب جزیره کرت پیدا شد. قطر این لوحه 5/16 سانتی متر و ضخامت آن 3/1 سانتی متر می باشد. کسی بدرستی نمی داند این لوحه دارای چه کاربردی بوده است. اما این احتمال وجود دارد که به عنوان یک طلسم جادویی یا جدول نجومی یا فهرست نام سربازان و یا نوشته مذهبی، مورد استفاده قرار می گرفته است.

تمدن مینوآن جزو تمدن های اولیه اروپایی است. جالب است بدانید که همزمان با این تمدن اولیه در اروپا در ایران باستان دریانوردی و ساخت تجهیزات آن و پزشکی و انجام عمل جراحی و دانش نجوم و گاهشماری و …پیشرفت چشمگیری داشت. در حالیکه در تمدن های اروپایی تا بعد از رنسانس برده داری و تفریحاتی مانند شکار بردگان و یا نبرد بردگان با هم رواج داشت، سال ها قبل از آن در ایران باستان اولین منشور حقوق بشر تدوین شده بود و هر کارگری اعم از زن و مرد در مقابل انجام کار مزد دریافت می کرد. حتی تا سال ها بعد زمانی که در اروپا، کلیسا حضور زنان را در عرصه های اجتماع تقبیح می کرد، در ایران باستان روزی مخصوص گرامیداشت مقام بانوان وجود داشت و احترام به آنان جزو مبانی اولیه تربیتی بود، که کودکان پارسی آن را می آموختند

Read Full Post »

دستاوردهای فرهنگی دولت ـ شهرهای یونان در طول دوران قدیم (500 ق م تا 500 م) برای مدت هزار سال جهان غرب را تحت تاثیر قرار داد. دانشمندان یونانی اکتشافاتی در امور طبیعی انجام دادند. فلاسفه یونانی نظریاتی در زمینه اداره جوامع به جهان ارائه دادند و هنر ودرام یونانی شکوفا شد.

550 قبل از میلاد
«فیثاغورث» فیلسوف و ریاضی دان یونانی، رابطه بین ضلع های مثلث قائم الزوایه را کشف کرد.

 545 قبل از میلاد
فیلسوف یونانی،« آناکسیمنس» اهل «سیلتوس»، واقع در آسیای صغیر (ترکیه کنونی) سعی می کند که آغاز جهان و ساختار آنرا کشف کند. او نتیجه

می گیرد که هوا مهمترین ماده جهان است.

524 قبل از میلاد تا 456 قبل از میلاد
«آشیل» نمایشنامه نویس یونانی، مشهورترین نمایشنامه اش به نام «اورستیا» را که سرگذشت یک خانواده سلطنتی در طول «جنگ تروا « را نشان می دهد، به نگارش درآورد.

500 ـ 428 قبل از میلاد
« آناکساغورس»، ستاره شناس یونانی متوجه

می شود که نور ماه انعکاس نور خورشید است.

در حدود 490 تا 430 قبل از میلاد
«فیدیاس» مجسمه ساز یونانی، مجسمه هایی برای معبد «پارتنون» و «آکروپلیس» و مجسمه غول پیکر «زئوس»، خدای خدایان یونانیان باستان، را

می سازد.

در حدود 486 تا 406 قبل از میلاد
«اوریپیدس» تراژدی نویس یونانی، نمایشنامه هایی را بر پایه اساطیر یونان نوشت. مشهورترین نمایشنامه وی، «مدیه» داستان ساحره ای است که فرزندان خود را به قتل می رساند.

در حدود 470 تا 399 قبل از میلاد
«سقراط» ، فیلسوف یونانی و ملقب به پدر فلسفه، در «آتن» به تدریس می پردازد. مقامات آتن از عقاید او به خشم می آیند و او را به مرگ محکوم

می کنند. او با نوشیدن سم، خودکشی می کند. (با سقراط و اعتقاداتش در مقاله های بعدی بیشتر آشنا می شویم)

در 427 تا 347 قبل از میلاد
«افلاطون» فیلسوف یونانی، نخستین دانشگاه یونان (آکادمی) را در آتن دایر می کند و مردان جوان در آن به تحصیل فلسفه می پردازند. وی در رساله «محورات»، مجموعه مباحثات استاد خویش، سقراط، را با اهالی آتن به رشته تحریر در می آورد. او با انتشار«رساله جمهوریت» به بیان عقاید خویش درباره نحوه اداره یک حکومت ایده آل می پردازد. در زبان یونانیان قدیم، کلمه فلسفه به معنی «عشق به دانایی» است. در طول سال های

 300 ـ 500 ق م، تمامی علوم عقلانی رونق یافتند.َژ

Read Full Post »

از زمان هاى قديم سنت اين بود كه در مصر فقط مردان مى توانستند حكمروايى كنند اما روابط خانوادگى خاندان سلطنتى مصر بسيار پيچيده بود، و زمانى كه يک فرعون زن با موفقیت به قدرت رسيد، اين سنت فراموش شد.

در مصر باستان زنان نسبت به جوامع ديگر مثل بين النهرين و يونان، از نظر اجتماعى شرايط بهترى داشتند. آنان اجازه داشتند كه صاحب اموال خود باشند و از پدر و شوهر خود ارث مى بردند و هنگام مشاجره و برخورد، اجازه داشتند كه به دادگاه مراجعه نمايند و از حق قانونى خود دفاع كنند.
قبل از «هات شپ سات»(نخستین فرعون زن)، زنان دیگری در دستگاه حكومتى مصر به عنوان «ملكه» صاحب قدرت بودند. به قدرت رسيدن اين زنان يكى پس از ديگرى، سبب شد كه افكار عمومى نظر مثبتى نسبت به قدرت زنان پيدا كنند و باور نمايند كه زنان مى توانند ثبات و نظم در جامعه به وجود آورند.

هات شپ سات پنجمين فرعون از هجدهمين سلسله پادشاهى مصر، دختر«توتموس اول» و «آهمس» بود. وقتى پدر او مرد، برادر ناتنى او كه از هات شپ سات كوچكتر بود به سلطنت رسيد. براساس قوانين مصر باستان، زنان خون سلطنتى در رگ هاى خود داشتند و هر يک از مردان خاندان سلطنتى مجبور بودند كه براى تثبيت موقعيت خود، با يک زن از خاندان سلطنتى ازدواج كنند؛ اين مساله اغلب سبب ازدواج فرعون با خواهر تنى یا ناتنى و يا دخترى با نسبت فاميلى نزديک مى شد. به همين جهت «توتموس دوم»، براى تحكيم موقعيتش با خواهر ناتنى خود، هات شپ سات ازدواج كرد. او بسيار ضعيف بود و كاملا تحت نفوذ شخصيت  قوى هات شپ سات قرار داشت. توتموس دوم چند سال بر مصر حكومت كرد و از هات شپ سات صاحب دو دختر و از همسر ديگرش صاحب پسرى به نام «توتموس سوم» شد. او در سال ۱۴۷۹ ق م درگذشت و توتموس سوم جانشين وی گردید. به دليل كودكى فرعون جديد هات شپ سات به عنوان نايب السلطنه انتخاب شد. وى و فرعون جديد مصر تا سال ۱۴۷۳ ق م بر مصر حكومت كردند. او با پشتيبانى كاهن هاى معبد «آمون»، خود را «همسر خداى آمون» ناميد. هنگامى كه توتموس سوم به سن ده سالگى رسيد، هات شپ سات خود را «فرعون» ناميد. او براى اين منظور زمين ها و عنوان همسر خدا را كه ويژه زنان بود به دختر اولش تسليم كرد. وى در سال ۱۴۹۰ ق م تاجگذارى نمود و نام سلطنتى خود را «ما ات كارا» (سرآمد زنان اشراف زاده) گذاشت.

او پشتيبانان مقتدرى چون راهب اعظم معبد آمون را داشت كه به وی كمک كردند تا موقعيت خود را تثبيت كند. در سنگ نوشته ها به او لقب جنگ طلب و خشمناک داده اند. با وجود اين عناوين، در دوران حكومت او امنيت نسبى برقرار بود. او براى ارتقا بخشيدن به ارتباطات تجارى مصر، هياتی به سواحل افريقا فرستاد که تا سرزمين «پونت» (سومالى فعلى) نيز سفر كردند. در زمان حکومت او مصركشورى باثبات و پررونق بود. او براى اينكه بهتر بتواند وظايف يک فرعون انجام دهد از لباس مردانه و ريش مصنوعى استفاده مى كرد. تصاويرى كه از او در ديوار معابد حک شده، هميشه شمايل يک مرد را نشان مى دهد، درحالى كه در سنگ نوشته ها از او به عنوان يک زن ياد مى شود.

در جنگ ها او نه تنها همراه سپاه عازم ميدان جنگ می شد، بلكه رهبرى لشكر مصر را نيز خود به عهده می گرفت. اين زن فوق العاده بيست و دو سال بر مصر حكومت كرد؛ در تاریخ مصر مشخص نيست كه وى به مرگ طبيعى مرد و يا كشته شده است. او در سال ۱۴۵۸ ق م ناپديد شد. در اواخر قرن بيستم در دره رود نیل یک مقبره کشف شد که احتمال داده می شود متعلق به هات شپ سات باشد. مومیایی این زن ماسكى جواهرنشان بر چهره دارد و جايى هم براى ريش همانند فراعنه در آن ديده مى شود

Read Full Post »

بشر از آن زمــان كه به تــوسعه تمدن خود پرداخت، نیازمند به همكاری و ارتباط با دیگران شد و دامنه دار شدن امور شهر نشینی و یا بهتر بگوییم گسترش شهرنشینی مستلزم ایجاد تشكیلات و سازمان هایی برای استفاده صحیح از منابع و افراد بود؛ از این رو داشتن ارتباط و سعی در ایجاد و حفظ حسن تفاهم از زمان های دیرین شرط اساسی سازش و توافق میان گروه ها و ملت های مختلف بود، و بشر از آغاز تاریخ كوشش می كرد، كه وسایلی برای ایجاد ارتباط و تفاهم با دیگران بدست آورد، و از كلیه علوم و فنونی كه در اختیار داشت، بدین منظور استفاده می كرد.

مهمترین نمونه عالی از وسایل ارتباطی در ایران باستان که برای ایجاد حسن تفاهم و به منظور اطلاع رسانی بكار رفته است «كتیبه بیستون» می باشد؛ كه بر صخره های كوه بیستون نقش بسته است. «داریوش اول» اصلاحات عمده ای را در روش های اداره مملکت صورت داد و این اصلاحات منجر به تشكیلات كشوری و تنظیم مالیات و ایجاد خطوط ارتباطی شد. داریوش برای مطرح شدن روش هایش برای اولین بار یک اطلاع رسانی جامع را به منظور نشان دادن كارهای خود به عموم افراد ملت های تابع ایران و ایجاد حسن تفاهم در آنها اجرا كرد؛ و در این راه از بهترین وسائلی كه آن زمان وجود داشت استفاده نمود. او فرمان داد بر صخره های بلند كوه بیستون كه چشمه های دامنه های آن محل اطراق كاروانیان ملت های بزرگ آن زمان چون «آشوری ها»، «بابلی ها» و … بود كتیبه مفصلی به سه زبان معروف آن عصر یعنی «پارسی قدیمی» و «ایلامی» و «بابلی» بنویسند و نسخه هایی از آن را نیز به زبان های مختلف به كلیه كشورهای تابع ایران ارسال کنند؛ تا مطالب آن در سراسر نقاط ایران بزرگ پخش شود. در واقع این كتیبه مانند یک روزنامه دیواریست كه وسایل ارتباطی امروز از قبیل تلویزیون و رادیو و .. جای آن را پرکرده اند. در ایران باستان برای حفظ ارتباط و رسانیدن اخبار لازم به عموم مردم اقدامات مهمی انجام شد كه در زیر به آنها اشاره می شود:

_ برای نخستین بار چاپارخانه هایی در سراسر ایران دایر شد كه در آنها همیشه اسب های تازه نفس حاضر بودند و به محض آنكه «چاپار» حامل پیام به آنجا می رسید فورا اسب خود را عوض می كرد و به حركت ادامه می داد. بدین ترتیب پیام مورد نظر به سریع ترین طرز ممكن تا دور افتاده ترین نقاط ایران ارسال می شد.

_داریوش یک شبكه مخابراتی با استفاده از وسایل موجود آن زمان برای فرستادن پیام های كوتاه و فوری بوجود آورد. این پیام ها بوسیله علائمی كه با ایجاد دود در روز و آتش در شب بر روی ارتفاعات داده می شد به سرعت منتقل می گشت و به نقاط دور دست كشور می رسید.

_ با وجود فقدان چاپ و كاغذ در دوره هخامنشیان دستورات یا قوانین دولتی بر روی لوح های فلزی حک می شد؛ و به كلیه نواحی ایران ارسال می گردید تا عموم افراد كشور از آن آگاه شوند.

در دوره ساسانیان خط و كتابت در ایران توسعه و پیشرفت بسیار یافته بود و علاوه بر سه طبقه رسمی جامعه كه «موبدان» و «جنگ آوران» و «كشاورزان» بودند؛ طبقه چهارمی به نام «دبیران» به وجود آمدند. كار این طبقه عبارت بود از نوشتن نامه ها و پیام های دستگاه های دولت و یا اشخاص به طرزی مؤثر و مفهوم با رعایت اصول ادبی و هنری.

به عقیده مورخین این تلاش ها و اقدامات ایرانیان  پایه های نخستین اصول ارتباطات امروز را بنیان نهاد

Read Full Post »

تاريخ زرتشتيان با پيدايش اشوزرتشت آغاز مي شود . در دوران پادشاهي گشتاسب كياني زرتشتيان افزايش مي يابند . در دوران هخامنشي ،بيشتر پادشاهان و مردمان زرتشتي بودند بدون آن كه آيين زرتشت  دين  رسمي باشد .  ساسانيان دين زرتشتي را دين  رسمي كشوراعلام نمودند . دين وحكومت  هستند كه مي توانند به يكديگر نيرو دهند . ولي تاريخ نشان مي دهد كه هر زمان دين سالاران با كشورمداران يكي شده اند، دين تحريف و حكومت فاسد شده است . 

در دوران  هخامنشي  ، كه دين رسمي وجود نداشت و پادشاهان به ساير  دين ها احترام مي گذاشتند ، ايران زمين مهد آزادی انديشه بود و آفريننده حقوق بشر شد. در دوران ساسانيان كه دين و حكومت يكي شد ، دين در خدمت سياست درآمد و خرابي دين و حكومت هر دو را باعث گرديد ! 

در سده هفتم ،  تازيان بر ايران چيره شدند ، گروهي از  زرتشتيان ،  زير فشار تازيان و تعصب ايرانيان تازه مسلمان ، ترك دين كردند و گروهي ، در سده نهم به هندوستان مهاجرت  نمودند تا در  محيطي آزاد  ، فرهنگ ديني  خود را  پاسداری كنند و به  آيندگان بسپارند  . گروهي از  زرتشتيان كه در  ايران مانده بودند ، آتش عشق به  دين بهي را در كانون سينه و خانواده خود گرم و پر فروغ نگاهداشتند . 

يورش  سخت تر  در دوران  استيلای مغول  و مغولان  به زرتشتيان ،  كليميان ،  مسيحيان و مسلمانان  وارد آمد .  بسياری كشته شدند و گروهي به نقاط دور دست پناه بردند تا از ستم و تهديد مغولان درامان بمانند . 

در زمان صفويان كه اسلام دين  رسمي ايران شد ، فشار به غيرمسلما نان  شدت گرفت، اين وضع تاسف بار در زمان قاجار هم ادامه داشت .  در دوران سلطنت ناصرالدين شاه قاجار ، پارسيان هند كه از بيداد و فشار وارده به همكيشان خود در ايران آگاهي يافتند ، نماينده عالي رتبه به نام مانكجي ليمنجي  هاتريا  را به ايران فرستادند .  او نزد شاه شكايت  برد و با پشتيباني حكومت هند ( امپراطوري انگليس ) موفق شد ، از آن فشارها تا حد زيادي بكاهد . از روی نامه های مبادله شده بين  مانكجي و ناصر الدين شاه كه امروز موجود است ، فشار و تبعيض ظالمانه نسبت به زرتشتيان از جمله شامل موارد زير بود : 

·            زرتشتيان  مجبور  بودند  علامت  مشخصه اي  روي  لباس خود بزنند تا از  مسلمانان تميز داده شوند (همانند  يهوديان در آلمان نازی ) 

·            زرتشتيان در موقع خريد ، حق  نداشتند به اجناس مورد نظر و به ويژه به اغذ يه و ميوه دست بزنند. زيرا به عقيده مسلمانان آن مواد ، نجس مي شد ! 

·            زرتشتيان حق نداشتند در برابر مذهبيون ، سوارچهارپا بمانند و يا در بازار سواره حركت كنند . ( در آن زمان وسيله نقليه معموليچاهارپا بود ) 

·            زرتشتيان روزهاي باراني نمي بايست بيرون بروند كه مبادا خيابان آلوده شود. 

·            اگر جواني زرتشتي مسلمان مي شد، برادران و خوهران او ، از ارث والدينشان  محروم مي شدند و همه  ارث ، به جوان تازه  مسلمان  شده  مي رسيد ( اين كار  نسبت به يهوديان هم انجام مي شد و وسيله ای بود برای ترغيب و اجبار زرتشتيان  و يهوديان به پذيرفتن مذهبی ديگر ) 

·            هنگامي كه يك نفر زرتشتي به دست يك نفر مسلمان كشته مي شد ،مسلمانِ قاتل قصاص نمي شد و تنها مي بايست خون بها ( ديه )  به وارث مقتول زرتشتي  بپردازد و به اين ترتيب مسلمانان از ريختن خون زرتشتيان ترس نداشتند .

با پا در مياني مانكجي و پشتيباني دولت هند ِ انگليس ، ناصرالدين شاه دستور داد تا پاره ای از اين موارد اصلاح شود و از فشار و بيداد كاسته گردد . در جريان انقلاب مشروطيت ايران كه منجر به پديد آمدن قانون اساسي 1906 شد ، گروهي از زرتشتيان به مشروطه طلبان ياری دادند . 

 اردشير جي ريپورتر سومين نماينده پارسيان در ايران كه استاد مدرسه علوم سياسي هم بود در آموزش اصول دموكراسي وآزادی به دانشجويان وهمراهي بامشروطه طلبان و رجال  آزادی خواه  ايران ، موثر بود .  زرتشتيان چند  تن كشته دادند و  سر انجام توفيق يافتند در مجلس شوراي ملي كرسي برای زرتشتيان و ساير اقليت های مذهبي تأمين نمايند . 

امروز: از سال 1950 عده ای از پارسيان هند ، در طلب زندگي بهتر و فرصت هاي فرهنگي و اقتصادي اميدبخش تر ، به اروپا و آمريكا آمدند . پس از انقلاب 1979 ايران هم  عده اي از زرتشتيان ايران به امريكا ، اروپا ، كانادا ، استراليا و ديگر كشورها مهاجرت كردند . در حال حاضر، زرتشتيان مقيم اين قاره ها اجتماعات و انجمن هايي براي حفظ سنت های فرهنگي و مذهبي خود  تشكيل  داده اند . در آمريكا  ، كانادا  و  استراليا به همت  و سرمايه  ايراني  زرتشتي  رستم گيو  در ده مل ،  مراكز زرتشتي  « دَرِ مِهْر » ساخته و بر پا شده است  و خدمت بزرگي  به يگانگي و بقای فرهنگ زرتشتي در خارج از ايران و هند انجام داده است . 

در هندوستان زرتشتيان با نام پارسي، از پيشگامان و بنياد گزاران صنعت ، تجارت ، بانكداری ، كشتي سازی ، بيمارستان های مدرن و مدارس عالي هستند . هواپيمايي تجارتي هند ( ايراينديا ) ،  نخستين كارخانه ذوب آهن در جمشيد پور ،  نخستين شركت كشتي سازی هند ، و نخستين كارخانه نساجي هند متعلق به پارسيان است. عده ای از نخبه ترين ، قضات ، سفيران ، مديران ، پژوهشگران و افسران هند پارسي بوده و هستند . 

پدر انرژي اتمي هند يكنفر پارسي است . فرماندهان نيروهای مختلف هند، از پارسيان بودند و تنها مارشال هند و فاتح  جنگ  هند و پاكستان، يك تن پارسي است . در پاكستان هم زرتشتيان به مقام وزارت و سفارت رسيده اند . 

در ايران نيز زرتشتيان با وجود كمي عده ، در دوران پهلوی، در آباداني و سازندگي ايران سهم مهمي به عهده گرفتند . نخستين بانكدار مدرن، موسس آبياری نوين و پدر شهرسازي نوين در ايران زرتشتي بودند . در شماری از شهرها ، زرتشتيان اولين كارخانه  برق و تلفن را  داير كردند .  مدارس  زرتشتيان در تهران ،  يزد وكرمان از برجسته ترين مدارس بوده و زماني تعداد  مدارس زرتشتيان در يزد از شمار مدارس دولتي ، بيشتر بود . 

سهم زرتشتيان در فرهنگ و بهداشت ايران –  به نسبت جمعيت – بر اكثريت فزوني داشت .  در بين  زرتشتيان  ايران  بي سواد وجود نداشت و زرتشتيان  –  به نسبت  جمعيت – بيشترين شمار پزشك ، مهندس و استاد دانشگاه را به ميهن خود ايران  دادند .  نخستين غير مسلمانان  ايراني كه به  مقام معاونت  نخست وزيري ، معاونت وزارت ، سپهبدی و رياست دانشگاهي رسيدند ، زرتشتي بودند . 

در  امريكا و كانادا  عده ای از  زرتشتيان و  پارسيان در  دانشگاه های  معتبر به كار آموزش و پژوهش ، سرگرمند و يكي از رهبرهای بزرگ اركستر فيلار مونيك امريكا   پارسي است . با وجود ويژگي های  اخلاقي ،  اجتماعي و قومي مشترك زرتشتيان در اجتماع  پارسيان هند و  زرتشتيان  ايران – كه سازندگي ، كوشش ، پركاري ،  ابتكار درستي و دهشمندي ، از جمله آن هاست – بيشتر خارجي هايي كه درباره پارسيان گزارش داده اند ،  فكرشان متوجه ثروت و دهشمندی آنان بوده و روش دخمه و احترام به آتش را هم  هيجان آميز دانسته اند .  ولي به ساير توفيقات و برجستگي های زرتشتيان كمتر اشاره كرده اند. 

مثلاً كمتر كسي در خارج از هند و ايران از سهمي كه پارسيان در تحصيل استقلال هند داشته اند و يا سهم زرتشتيان در انقلاب مشروطيت ايران آگاه است .سه رئيس كنگره هند ،درنخستين بيست ساله مبارزه آزادی طلبانه بر عليه امپراطوری انگلستان،  پارسي بودند . پارسيان دوش به دوش گاندی ، نهرو و ساير رهبران هند ، برای آزادی آن كشور مبارزه كردند . نخستين كس در انگلستان به نمايندگي مجلس عوام انتخاب شد ( از حزب ليبرال ) يك تن پارسي بود. در انقلاب مشروطه ايران زرتشتيان فعال بودند و كشته دادند ! 

موفقيت های زرتشتيان ، انعكاس معتقدات و باورهای آنان در الگوهای  رفتاريشان است . وفاداری ، درستي ، پركاری ، شجاعت و سازندگي اجزاء تفكيك ناپذير تعاليم زرتشت است . 

پرفسور جكسن استاد دانشگاه كلمبيا ، درباره ايرانيان باستان ( زرتشتي ) مي نويسد :  ايرانيان تحت  باورهای ديني شان  ،  دارای  فروزه هايي  هستند كه در سازندگي  كوشش و ارزش های علمي جلوه گر مي شود . 

بدون شك ، زرتشتيان امروز نيز از همان ويژگي ها بهره دارند . بررسي درباره اين كه چرا و چگونه زرتشتيان در هر كجا بوده هستند ،توانسته اند تا اين اندازه موفق باشند ، پژوهشگر را به بررسي درباره خصوصيات ديني زرتشت مي رساند .ارتباط بين باورهای عقيدتي و الگوهای رفتاري غير قابل انكار است . انديشه ، گفتار و كردار زرتشتيان نيز از آبشخور عقيدتي آنان سيراب شده و شكل مي گيرد . چنين تحقيقي بينش بيشتر درباره راز بقای قوم زرتشتي را در طول دست كم چهل قرن به دست مي دهد . 

از مسايلي كه پس از مهاجرت های سي سال اخير ، فكر رهبران زرتشتي را به خود معطوف داشته است ، مسأله بقا است . در ارتباط با اين مسأله ، موضوعاتي از قبيل پذيرش به دين به صورت حاد مطرح است . براي زرتشتيان نگراني  « بقا  »  نبايد وجود  داشته باشد به  شرط آنكه طبق  اصول گات ها عمل كنند . در گات ها ، پذيرش دين يك امر شخصي است و مبني بر اختيار  است . هر كس مي تواند با رايزني انديشه نيك و پذيرش اشا به دين زرتشتي در آيد . قبول عقيده ي خاص ، تأييد ديگری را نمي خواهد . بنابراين هر كس مي تواند  اگر بخواهد و اگر راه اشا را انتخاب كند ، زرتشتي باشد . 

پذيرش فرد زرتشتي شده در داخل انجمن های زرتشتي ، يك امر اجتماعي و مربوط به كساني است كه آن انجمن ها را تشكيل داده و با رأي اكثريت اعضاء ، آن را اداره  مي كنند . پس اگر تازه زرتشتي شده ای را انجمني نپذيرد ، در زرتشتي بودن آن فرد تأثيری نمي كند . او زرتشتي است . تازه زرتشتيان مي توانند براي خودشان انجمني درست كنند . در بعضي از شهرهای امريكا ، دو يا سه انجمن زرتشتي ، تشكيل شده است . تعداد انجمن ها ، اگر به وحدت و يگانگي زرتشتيان زيان وارد كند ، قابل قبول نيست . 

همه زرتشتيان و همه  كساني كه به گات ها  باورهای زرتشتي وفا دارند ، بايد به گفته گات ها در انجمن برادری و دوستي با هم همكاري كنند . داوطلب پذيرش دين ، بايد با قبول معنويت دين ، طالب آن باشد نه اين كه به خاطر جلب منفعت مادی ويا به خاطر ازدواج و مانند آن زرتشتي شود . قبول معنويت اصل است . 

فردا: دين زرتشتي ديني است كه با پيشرفت و نوگرايي ( مدرنيسم ) سازگار است . مقررات و قواعد دست و پاگير و قهقرايي ، در دين نيست . دين زرتشتي دين جهاني است در دين زرتشت ، امريا نهي غالباً كلي است نه موردی .دستور رعايت سلامت و بهداشت تن و روان كلي است . مسائل موردی ، مثل روزه گرفتن از طلوع تا غروب آفتاب ( كه از لحاظ عملي در بعضي نقاط  جغرافيايي مثلاً  قطب شمال يا جنوب ايجاد اشكال مي كند )  در دين زرتشتي نيست. در عين حال سنت زرتشتي بر اين است كه زرتشتيان در ماه دست كم زرتشتي چهار روز گوشت نمي خورند . بعضي هم اساساً سبزيخوارند . اين خوبي دين است . همان گونه كه  مي دانيم   روزه گرفتن  از طلوع تا غروب  آفتاب در نقاطي مثل قطب شمال يا جنوب ايجاد اشكال مي كند . يا الزام به خوردن گوشت حيواني كه به ترتيب خاص ذبح شده باشد ممكن است از جهت علمي قابل توجيه نباشد و فقط يك سنت مذهبي باشد . 

تعطيل يك روز معين در هفته ( روزی كه به باور پيروان مذهبي ، خدا استراحت كرد و ممكن است در كشورها جمعه ، شنبه يا يكشنبه باشد ) در دين زرتشتي نيست . بنابر اين ، زرتشتيان در هر كشوری باشند ، مي توانند به اقتضای وضع آن كشور، يكي از اين روزها را تعطيل كنند بدون آن كه بر خلاف مذهبشان كاری كرده باشند

مسأله آدم وحوا در دين زرتشتي نيست . بنابراين ، جنگي بين طرفداران نظريه تكامل و طرفداران نظريه خلقت پيش نمي آيد . 

مسأله پرداخت مبلغ معيني به عناوين ديني به روحانيان ، يا هيچ مرجعي حكم نشده است . بنابراين ، زرتشتيان در هر كشوري ، با رعايت تصميمات اقتصادي دولت كه با توجه به الزامات تورم و توسعه گرفته مي شود ، ماليات خود را مي پردازند بدون آن كه  از مقررات ديني عدول كرده باشند و رعايت نظامات محيط زيست وحقوق بشر ، تساوی  حقوق زن و مرد و عدم تبعيض مبني بر نژاد و رنگ براي زرتشتيان ممكن است ، زيرا  با اصول كلي گات ها سازگار است . 

در كتاب  مقدس زرتشتيان راجع به  حقوق زن و يا  سهم الارث  او و فرزندان و مانند اين ها ، احكامي وجود ندارد كه عمل بر خلاف آنها ، مغاير دين باشد . بالاخره وفاداری نسبت به حكومت قانوني و دادگستر ، جزو سنت مذهبي زرتشتي است و مسايل مربوط به حكومت پيروان مذهب خاص بر اساس مذاهب پيش نمي آيد .اين قابليت تطبيق با رعايت اصول كلي دين ، يكي از اسرار بقای جامعه زرتشتي است . 

مشكل فوری زرتشتيان مهاجر ، قبول يا عدم قبول ديگران به دين نيست ، بلكه اطلاع خود زرتشتيان از ارزش هاي معنوی ، اخلاقي و اجتماعي زرتشتي است . مشكل فوری آزادی از خرافات و تحريفات ديني است كه در طول زمان و در ارتباط با ساير اديان و ايدئولوژي ها وارد دين زرتشتي شده است . زرتشتيان مهاجر بايد با دانش دين مجهز شوند تا از روی ناآگاهي ، پيرو اديان و ايدئولوژي های ديگر نشوند . با اين ترتيب ، نگراني نسبت به بقاي زرتشتيان نخواهد بود . در مورد تشريفات ديني ، پاره ای از تشريفات دست وپاگير و خرافاتي كه وارد سنت شده است ، بايد كنار گذارده شود و يا با شرط روز تطبيق داده شود . 

ولي مقررات و تشريفاتي هم وجود دارد كه از لحاظ بقا و همبستگي زرتشتيان ، نهايت اهميت را دارد و بي اعتنايي به آن ها متضمن تضعيف يگانگي در جامعه مي شود . از آن جمله است ، مراسم سدره پوشي ، حفظ گهنبار ، و برپا داشتن جشن هاي مذهبي وملي . اين مراسم زيباي شادي آفرين قسمتي از هويت ملي و مذهبي زرتشتيان است . حفظ گاهنماي ملي و ديني در كشورهای مقيم ، پيروی از تقويم و تاريخ دولتي و در عين حال به ياد داشتن تقويم ملي ، امكان پذير است . همچنين ، آموزش زبان و ادب فارسي به جوانان تا آنجا كه امكانات اجازه دهد ، از اسرار بقا و پايداري جامعه زرتشتي خواهد بود . 

باشد كه نسل جوان زرتشتی ،  وارث  فرهنگ كهن  و ارزشمند مذهبی  ايرانی بتواند مشعل پر فروغ دين را نگهداری كند و روشن تر به نسل آينده بسپارد . 

باشد كه با رايزنی منش نيك ( وهومن ) ، پيمودن راستی و داد ( اشا ) ، به كار بردن مهر و ايثار ( آرميتی ) ، از چنان نيروی اهورايی ( خشترا ) ،  برخوردار شوند كه  به رسايی ( هَائروَتات ) رسند و جاودان ( اَمرتات ) دست يابند .

Read Full Post »

Older Posts »