خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

تنها حدود ۱۰ درصد از سطح محدوده شهر تهران به ساختمانهای بلند مرتبه تعلق دارد.

هیربد معصومی در گفتگو گفت: میانگین طبقات در شهر تهران ۲.۱ طبقه است و براساس طرح تفصیلی جدید در افق سال ۱۴۰۰ به چهار طبقه افزایش می یابد و تهران در مقایسه با سایر کلاتشهرهای جهان در اصطلاح شهری کوتاه مرتبه محسوب می شود.

این مقام مسئول در شهرداری تهران تصریح کرد: هرگونه ساخت و ساز براساس سند توسعه تهران انجام خواهد شد و بنا داریم تهران بر اساس سند توسعه آن یعنی طرح جامع و تفصیلی جدید شهر را اداره کنیم.

بررسیهای انجام شده در مورد چگونگی رشد هندسی پایتختهای جهان نشان می‌دهد ‌که تهران کمترین تعداد ساختمانهای بلند مرتبه را داشته و در دسته بندی شهرها از نظر ارتفاع، کوتاه‌ترین پایتخت جهان محسوب می‌شود.

برنامه‌ریزان شهری در جوامع توسعه یافته که دارای درصد بالایی از ساختمانهای بلندمرتبه هستند آمار و ارقامی داده‌اند که گویای آن است شهرهایی که رشد افقی داشته و در ارتفاع توسعه پیدا نکرده‌اند در زمان بروز حوادث غیرمترقبه و ناامنی‌ها پنج برابر بیشتر از شهرهای دیگر که در ارتفاع توسعه یافته‌اند آسیب می‌بینند.

معصومی گفت: همچنین استفاده از “اراضی ذخیره و توسعه نوسازی شهرتهران” برای اجرای طرحهای درآمدزا و تشویق سرمایه گذاران به مشارکت دراین پروژه ها جهت احیای بافتهای فرسوده و رونق اقتصاد شهری تهران از دیگر راهکارهای پیشنهادی برای ایجاد درآمد پایدار در شهرداری تهران است.

معاون شهردارتهران با تاکید براینکه امروز رویکرد شهرداری، شهرسازی مشارکتی یعنی همراه با مردم است، افزود: در این باره تمام راهکارهای ارائه شده در چارچوب طرح جامع جدیدتهران درنظرگرفته شده است.

جام جم آنلاین

بهای نفت خام در بازارهای جهانی طی هفته گذشته (۴ دسامبر الی ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹) از یك روند كاهشی برخوردار بود.

قیمت نفت خام WTI در بورس نایمكس (آتی‌های ماه اول)، به دلیل نگرانی‌ها در مورد روند کند بهبود تقاضای نفت خام آمریکا، انتشار تجدیدنظر كاهشی اداره اطلاعات انرژی آمریكا از تقاضای جهانی نفت خام در سال ۲۰۱۰، افزایش قابل توجه ارزش دلار و افزایش شدید سطح ذخیره‌سازی‌های بنزین و فرآورده‌های میان تقطیر آمریكا (معادل ۸/۳ میلیون بشكه)، از حدود ۶۷/۷۵ دلار در هر بشكه در تاریخ ۴ دسامبر به كمتر از ۵۲/۶۹ دلار در هر بشكه در تاریخ ۱۱ دسامبر كاهش یافت.

طی هفته مذكور، افزایش ارزش شاخص‌های بورس در بازارهای جهانی، كاهش قابل توجه سطح ذخیره‌سازی‌های نفت خام آمریكا (معادل ۸/۳ میلیون بشكه) و همچنین کاهش نگرانی‌ها درباره بحران بدهی دبی از عوامل تقویت‌كننده قیمت‌های نفت خام به شمار می‌روند.

اداره اطلاعات انرژی آمریکا در تازه‌ترین گزارش خود كه در تاریخ ۸ دسامبر ۲۰۰۹ منتشر شده است، پیش‌بینی خود از تقاضای جهانی نفت خام برای سال ۲۰۱۰ را به میزان ۱۶۰ هزار بشكه در روز نسبت به پیش‌بینی قبلی خود کاهش داده است كه این موضوع حاکی از روند کند بهبود سطح تقاضای نفت خام از سوی مصرف‌کنندگان عمده از جمله آمریکا است.

بر اساس این گزارش انتظار می‌رود مصرف جهانی نفت خام در سال ۲۰۱۰ با ۱/۱ میلیون بشکه در روز افزایش به ۲۲/۸۵ میلیون بشکه در روز برسد؛ در حالی که این مركز در گزارش ماه گذشته خود اعلام نموده بود که مصرف جهانی نفت خام با ۲۶/۱ میلیون بشکه در روز افزایش به ۴/۸۵ میلیون بشکه در روز خواهد رسید. از سوی دیگر به‌‌رغم كاهش تقاضای نفت خام در مقایسه با پیش‌بینی‌های قبلی، این سازمان پیش‌بینی خود از عرضه نفت خام در بازارهای جهانی را افزایش داده است. بر این اساس، تولید نفت کشورهای غیرعضو سازمان کشورهای صادر‌کننده نفت (اوپک) در سال آینده به رقم ۴۵/۵۰ میلیون بشکه در روز خواهد رسید که نسبت به گزارش قبلی به میزان ۲۰ هزار بشكه در روز افزایش نشان می‌دهد. افزایش تولید کشورهای غیرعضو اوپک بیشتر از سوی کشورهای آمریکا، برزیل و کشورهای عضو FSU خواهد بود.

بر اساس پیش‌بینی اداره اطلاعات انرژی آمریكا، تولید نفت خام اوپک نیز در سال آینده میلادی با افزایش ۱۵۰ هزار بشکه در روز، به رقم ۵۹/۲۹ میلیون بشکه در روز خواهد رسید. اوپک عرضه‌کننده ۴۰ درصد نفت خام جهان است. تولید اعضای اوپک در طول سال ۲۰۰۹ یکنواخت بوده است، اما پایبندی آنها به سهمیه‌های تولید همواره با کاهش همراه بوده است. اعضای اوپک سال گذشته میلادی در پی بحران جهانی اقتصاد و به دنبال آن کاهش سطح تقاضای جهانی نفت خام و همچنین افت شدید بهای نفت، تصمیم گرفتند سهمیه‌های تولید خود را به میزان ۲/۴ میلیون بشکه در روز کاهش داده و این میزان را به ۸۴/۲۴ میلیون بشکه در روز برسانند. تقاضا برای نفت خام تولیدی اوپک در سه ماهه چهارم سال ۲۰۰۹ حدودا معادل ۲۹ میلیون بشکه در روز و تولید نفت خام کشورهای عضو این سازمان نیز روزانه حدود ۸/۲۸ میلیون بشکه برآورد می‌شود که این امر نشان‌دهنده توازن میان عرضه و تقاضا در بازار نفت است. ظرفیت مازاد تولید اوپک نیز در سال ۲۰۱۰ بیش از ۴ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود؛

در حالی که این مقدار در فاصله زمانی سال‌های ۲۰۰۸- ۱۹۹۸ به طور متوسط ۸/۲ میلیون بشکه در روز بوده است، لذا با وجود بالا بودن سطح ذخیره‌سازی جهانی نفت خام، بیشتر اعضای اوپک از احتمال تثبیت سهمیه‌های تولید خود در نشست آنگولا خبر داده‌اند. اعضای این سازمان به منظور بررسی سیاست‌های تولید خود در تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۰۹ در نشستی فوق‌العاده در لواندا، پایتخت آنگولا گردهم می‌آیند.

تحلیل‌گران بازار انرژی معتقدند سرمایه‌گذاران هنوز در مورد تقاضای ضعیف انرژی در آمریکا، بزرگترین مصرف‌کننده انرژی جهان، نگران هستند و این نگرانی‌ها در مورد روند کند بهبود تقاضای نفت خام آمریکا ممکن است باعث نوسان در بازار نفت شود.

همچنین به عقیده رییس مرکز تحقیقات سازمان کشورهای صادر‌کننده نفت (اوپک)، بی‌ثباتی دائم در وضعیت تقاضای جهانی نفت یكی از عوامل اصلی به مخاطره افتادن سرمایه‌گذاری‌ها در بخش تولید نفت خام به شمار می‌رود. به گزارش امارات بیزنس، حسن قبازرد اعلام کرده است حجم لازم برای سرمایه‌گذاری در توسعه پروژه‌های بالادستی تولید‌کنندگان اوپک تا سال ۲۰۲۰ رقمی بین ۱۸۰ میلیارد دلار تا ۴۳۰ میلیارد دلار برآورد شده است؛ اما بی‌ثباتی در شرایط تقاضای جهانی نفت خام تهدیدی برای سرمایه‌گذاری‌های اعضای این سازمان محسوب می‌شود. امنیت تقاضا یکی از بخش‌های مهم امنیت انرژی در جهان به شمار می‌رود و لذا بی‌ثباتی حجم تقاضای جهانی نفت خام بر روند سرمایه‌گذاری‌های آینده این سازمان تاثیر منفی خواهد داشت.

بر اساس آمار دبیرخانه سازمان كشورهای صادركننده نفت (اوپك)، قیمت سبد نفتی اوپك طی هفته منتهی به ۱۰ دسامبر۲۰۰۹، از حدود ۸۱/۷۶ دلار در هر بشكه در تاریخ ۴ دسامبر به كمتر از ۴۳/۷۱ دلار در هر بشكه کاهش یافته است. میانگین هفتگی بهای سبد نفتی اوپک در هفته منتهی به ۱۰ دسامبر ۲۰۰۹ با ۳ دلار و ۱۹ سنت كاهش نسبت به هفته پیش از آن به هر بشکه ۷۳ دلار و ۹۲ سنت رسیده است، همچنین میانگین ماهانه بهای سبد نفتی اوپک طی ماه دسامبر (تا ۱۰ دسامبر ۲۰۰۹) با ۶۶ سنت كاهش نسبت به میانگین ماه نوامبر به هر بشکه ۷۵ دلار و ۶۳ سنت رسیده است. میانگین بهای سبد نفتی اوپک در ماه نوامبر ۲۰۰۹ معادل ۷۶ دلار و ۲۹ سنت در هر بشکه بود. سبد نفت خام اوپک دربردارنده ۱۲ نوع نفت خام اعضای این سازمان شامل مخلوط الجزایر، گریسول آنگولا، اورینته اکوادور، سنگین ایران، سبک بصره، صادراتی کویت، اس ‌سیدر لیبی، سبک «بونی» نیجریه، مارین قطر، سبک عربی عربستان سعودی، موربان امارات و بی.سی.اف ۱۷ ونزوئلا است.

میانگین بهای هر بشکه نفت خام صادراتی ایران با ۲ دلار و ۳۳ سنت كاهش نسبت به هفته قبل ( ۲ دسامبر ۲۰۰۹)، در روز ۸ دسامبر ۲۰۰۹ به بشكه‌ای ۷۶ دلار و ۱۸ سنت رسیده است. بر اساس آمارهای امور بین‌الملل شرکت ملی نفت ایران، میانگین وزنی بهای هر بشکه نفت خام سبک ایران به مقصدهای مختلف در روز سه‌شنبه (۸ دسامبر۲۰۰۹) ۷۶ دلار و ۴۱ سنت بود و همین رقم برای نفت خام سنگین در سطح ۷۶ دلار و ۳ سنت قرار داشت، همچنین قیمت هر بشکه نفت خام سبک ایران به بازار آفریقای جنوبی ۷۳ دلار و ۸۰ سنت و هر بشکه نفت خام سنگین ایران به این بازار ۷۳ دلار و ۳۵ سنت گزارش شده است. هر بشکه نفت خام سبک ایران در بازار آسیا ۷۸ دلار و ۲۰ سنت، شمال غربی اروپا ۷۴ دلار و ۱۱ سنت و در بازار مدیترانه ۷۳ دلار و ۲۵ سنت معامله شده است. هر بشکه نفت خام سنگین ایران نیز در بازار آسیا ۷۶ دلار و ۹۸ سنت، شمال غربی اروپا ۷۳ دلار و ۶۷ سنت و در بازار مدیترانه ۷۲ دلار و ۹۰ سنت به فروش رسیده است. قیمت نفت خام برنت دریای شمال نیز در بورس لندن(ICE) برای تحویل در ماه ژانویه ۲۰۱۰، از حدود ۵۲/۷۷ دلار در هر بشكه در تاریخ ۴ دسامبر ۲۰۰۹ به كمتر از ۸۸/۷۱ دلار در هر بشکه در تاریخ ۱۱ دسامبر کاهش یافته است. بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا میزان ذخایر نفت خام این کشور در هفته منتهی به ۴ دسامبر ۲۰۰۹ معادل ۱/۳۳۶ میلیون بشکه بوده است که در مقایسه با هفته قبل (۲۷ نوامبر) به میزان ۸/۳ میلیون بشكه كاهش یافته است و معادل ۳/۱۵ میلیون بشكه از میزان مشابه سال قبل در تاریخ ۵ دسامبر ۲۰۰۸ بیشتر است. میزان این ذخایر بر حسب روز نیز نسبت به هفته قبل معادل ۳/۰ روز كاهش یافته و در سطح ۲/۲۴ روز قرار گرفته است و به میزان ۴/۲ روز بیشتر از میزان مشابه سال قبل است.

پیش‌بینی قیمت:

از آنجا كه قیمت نفت چندین هفته با مقاومت ۲۰ ماهانه درگیر بود و نتوانست از آن عبور نماید با افزایش دلار فرصتی برای بورس‌بازان پیش آمد كه با اتخاذ موضع فروش دست به كسب سود بزنند. در هفته گذشته بسیاری از سطوح حمایتی‌ پشت سر گذاشته شد و قیمت نفت هماهنگ با روند تقویت دلار، تنزل یافت. در نهایت سطح حمایتی ۶/۲۳ فیبوناچی مانع كاهش بیشتر قیمت شد. از طرف دیگر قیمت نفت هنوز در داخل كانال افزایشی هفت ماه گذشته قرار دارد و روند افزایشی ماهانه بر قرار است.

افزایش پی‌در‌پی ذخیره‌سازی‌ها كه موجب تردید در افزایش تقاضا شده بود در نهایت موجب شد كه EIA پیش‌بینی تقاضا برای سال آینده را كاهش دهد كه این امر در كاهش قیمت، همراه با افزایش ارزش دلار نقش مهمی را بازی كرد. كاهش ذخیره‌سازی‌های نفت خام برای دقایقی توانست قیمت نفت را افزایش دهد، ولی به دلیل سطح بالای ذخیره‌ها نسبت به سال‌های گذشته و كاهش ذخیره‌سازی بنزین اثر افزایشی به سرعت خنثی شد و روند نزولی ادامه یافت. در هفته جاری جفت ارز یورو دلار در سطح حمایتی ۸/۶۱ فیبوناچی قرار دارد كه مانع از افزایش بیشتر دلار می‌شود.

بنابراین احتمال متوقف شدن افزایش ارزش دلار می‌رود كه این موضوع می‌تواند فشار كاهشی وارده بر قیمت نفت از سوی دلار را تقلیل دهد. در اواخر هفته گذشته اخبار مثبتی از اقتصاد آمریكا و اروپا منتشر شد كه می‌تواند در هفته جاری موجب وارد آوردن فشار افزایشی بر قیمت نفت شود. در نهایت با توجه به اینكه قیمت نفت WTI در كانال افزایشی قرار دارد و كف كانال مذكور ۶۹ دلار است، انتظار بر این است كه روند كاهشی متوقف شده و روند افزایشی شروع شود. تنزل از سطح ۶۹ دلار به معنی هدف قرار دادن سطح ۶۵ دلار است.

 

سایت موسسه مطالعات بین‌المللی انرژی

روزنامه دنياى اقتصاد

دانشمند‌ان براي اولين بار دريافته‌اند كه برخي گياهان باغي مانند « گوجه فرنگي‌ها» و «سيب زميني‌ها» هم قاتلان مرگباري براي حشرات هستند كه از اين حيث با مگس كش‌ها و حشره‌كش‌ها برابري مي‌كنند.

اين دانشمند‌ان دريافته‌اند كه گياهان شكارچيان گوشتخواري هستند كه براي بارورسازي خودشان حشرات را مي‌كشند.

تحقيق جديد نشان مي‌دهد كه آنها حشرات كوچك را با موهاي چسبنده روي ساقه‌هايشان به دام انداخته و مي‌كشند و وقتي اين جانوران روي زمين افتاده و تجزيه مي‌شوند، مواد مغذي حاصل را از طريق ريشه‌هايشان از خاك جذب مي‌كنند.

در ابتدا تصور مي‌شد كه اين تكنيك در طبيعت وحشي به منظور تكميل ريزمغذي‌ها در خاك نامرغوب و ضعيف استفاده مي‌شود، اما بعد معلوم شد كه حتي گونه‌هاي مختلفي از گياهاني كه در باغچه سبزيجات خانگي خود پرورش مي دهيد، نيز مي‌توانند اين توانايي را به دست آورند.

محققان مركز تحقيقاتي سلطنتي بوتانيكال گاردن كيو، دانشگاه كوئين ماري و دانشگاه لندن كه اين تحقيق را انجام داده‌اند، معتقدند كه صدها گياه قاتل بيشتر از آنچه تاكنون شناخته شده‌اند، در دنيا وجود دارد.

محققان مي‌گويند « گوجه فرنگي‌» و «سيب زميني» از جمله اين گياهان هستند كه موهاي چسبنده دارند و حشرات را شكار مي‌كنند.

بهای نفت خام در پایان معاملات به کمتر از ۷۰ دلار برای هر بشکه رسید. تقویت ارزش دلار باز هم سبب كاهش بهای نفت در بازارهای جهانی شد.

بهای نفت كه در طول هفته گذشته به صورت مداوم روندی كاهشی را تجربه كرده است بار دیگر در معاملات روز جمعه كاهشی اندك را تجربه كرد و به كمتر از ۷۰ دلار در هر بشكه رسید.

بهای نفت خام سبک شیرین پایه بورس نیویورک برای تحویل در ماه ژانویه با ۶۷ سنت کاهش به هر بشکه ۶۹ دلار و ۸۷ سنت در پایان معاملات روز گذشته رسید. این در حالی است که بهای نفت خام در ۸ روز معاملاتی گذشته ۸ دلار و ۵۰ سنت (۱۱ درصد) کاهش یافت.

همچنین بهای نفت خام برنت دریای شمال برای تحویل در ماه ژانویه نیز پس از ۵ روز کاهش پیاپی، با ۲ سنت افزایش، هر بشکه ۷۱ دلار و ۸۸ سنت داد و ستد شد.

دست اندركاران بازار معتقدند به دنبال ارقام بهتر از سطح انتظار بخش خرده فروشی آمریکا در ماه نوامبر، ارزش دلار آمریکا افزایش یافت. افزایش ارزش دلار سرمایه‌گذاران را به فروش بیشتر ترغیب و کاهش بهای نفت خام به دنبال دارد.

به نظر می‌رسد با پدیدار شدن سیگنال‌هایی در اقتصاد امریكا مبنی بر بهبود وضعیت اقتصادی و بهبود ارزش دلار دوران طلایی نفت به پایان برسد، چرا كه بیشترین سود از تضعیف دلار در بازار نفت نصیب فروشندگان شد.

در سه ماه جاری، افت ارزش دلار، به بهبود و تثبیت قیمت‌ها در بازه ۷۵ تا ۸۲ دلار برای هر بشکه در ماه اکتبر و نوامبر کمک کرده است.

بهای نفت خام در یک هفته گذشته به کمتر از این بازه قیمتی رسید و تردیدها را درباره چشم‌انداز بهای نفت خام افزایش داد.

پیشتر آژانس بین‌المللی انرژی نیز پیش‌بینی کرده بود که تقاضای جهانی نفت خام با حدود یک و نیم میلیون بشکه در روز افزایش در سال ۲۰۱۰ به ۸۶ میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در روز می‌رسد و نرخ رشد تقاضا نیز شتاب بیشتری خواهد گرفت.

این گزارش پس از آن منتشر شد که اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیش‌بینی تقاضای جهانی نفت خود را برای سال ۲۰۱۰ مورد بازبینی کاهشی قرار داد.

بر اساس آمارهای ارائه شده توسط مسئولان ذیربط و با نگاهی کوتاه به زندگی و فرهنگ غذایی خانواده های ایرانی متوجه جایگاه بسیار مهم نان در سبد غذایی آنها می شویم. با وجود این اگر کمی دقت خود را نیز افزایش دهیم به همان میزان متوجه حجم بالای دورریخت و هدررفت این نعمت پربرکت الهی نیز در جامعه خواهیم شد. به همین دلیل به سراغ حبیب الله مزروعی مدیر پروژه نان صنعتی و ارتقای کیفیت نان وزارت بازرگانی رفتیم تا اطلاعات و آمار دقیق او از وضعیت مصرف این ماده غذایی پر مصرف و مهمان دائمی سفره های ایرانی و همچنین تلاشهای صورت گرفته برای کاهش دورریخت آن را از زبان او بشنویم تا از این گذرگاه شمایی تازه از آینده مصرف نان در جامعه بدست آوریم.

▪ آیا در کشور ما میزان مصرف نان به لحاظ استانداردهای جهانی شرایط مطلوب و طبیعی دارد ؟

- حبیب الله مزروعی : مصرف نان در ایران متاسفانه بسیار بالاست. به گونه ای که هم اکنون سرانه مصرف برای هر فرد ایرانی ۱۶۲ کیلو در سال است که این میزان در مقایسه با کشورهای پیشرفته دست کم بیش از دو برابر است. الان سرانه مصرف برای آرد ۱۲۰ کیلو است که حتی در جامعه روستایی این میزان بیشتر است. این میزان آرد یعنی به هر فرد دست کم ۱۶۲ کیلو نان در سال تعلق می گیرد.

▪ اگر این رقم ۱۶۲ کیلو را در تعداد جمعیت ایران ضرب کنیم به عدد قابل توجهی می رسیم.

- بله. در واقع ایرانیها سالانه بیش از ۱۱ میلیون ۳۴۰ هزار تن نان می خرند و از این بابت مردم ما نان خورترین مردم جهان محسوب می شوند.

▪ آیا میزان سرانه ۱۶۲ کیلو در سال برای هر ایرانی به معنای این است که هر فرد ایرانی این مقدار را در طول یکسال مصرف می کند؟

- نه! با اینکه سرانه مصرف بسیار در کشور ما بالاست. اما این به معنای این نیست که این همه مصرف می شود بلکه دلیل اصلی آن بالا بودن ضایعات و ِپرتی نان است. یکی از دلایل رفتن ما به سمت صنعتی شدن در زمینه تولید نان همین بالا بودن ضایعات نان در پخت سنتی است. می خواهیم مصرف را بهینه بکنیم تا حداقل جلوی ضایعات نان گرفته بشود. یکی از دلایل مصرف بالای نان در جامعه ما ارزان بودن آن است که به همین دلیل مردم به راحتی مقدار زیادی نان می خرند و بخش کمی از آن را مصرف می کنند. از طرفی هم به دلیل پایین بودن کیفیت نان و هم نوع نگهداری بخش زیادی از آن به ضایعات تبدیل می شود.

▪ تا کنون تلاشهایی برای افزایش تولید نانهای صنعتی در جامعه صورت گرفته است میزان موفقیت این طرحها برای بردن ذائقه مردم به سمت این نانهای در چه حدی بوده است؟

- به نظر من باید ابتدا ذائقه را به درستی تعریف کنیم. شما در جامعه ایران محدود شده اید به چهار نوع نان، سنگک، بربری، تافتون و لواش. در این شرایط نمی توان ذائقه را تعریف کرد. بلکه این مسئله ناشی از محدودیت است. به ندرت نانهای دیگری در جامعه به صورت عموم مشاهده می شود. به استناد این چهار نوع نان نمی توان از ذائقه حرف زد. اتفاقأ ذائقه مردم اضافه بر این چهار نوع نان هم هست. در جهت صنعتی شدن ما داریم ذائقه را توسعه می دهیم. ما داریم تلاش می کنیم انواع نانهایی که در جامعه تولید می شود را افزایش دهیم تا هر کس هر نانی که دوست دارد را پیدا کند و مصرف کند. ممکن است معده شما با نانی سازگاری داشته باشد که معده من با آن سازگاری ندارد. اما همه محکوم هستیم حتما از بین این چهار نوع نان یکی را انتخاب کنیم. نکته دیگر این است که چه کسی چه نوع نانی را انتخاب می کند و این موضوع البته به مسافت محل سکونت او با نزدیکترین نانوایی ارتباط دارد. بسته به نوع نانوایی که در نزدیکی خانه من است ذائقه من شده نان تولیدی آن در صورتی که در حقیقت ذائقه من این نیست. در واحدهای صنعتی ۲۰ تا ۳۰ نوع نان تولید می شود و هر مصرف کننده ای بنا بر نوع ذائقه اش نان مورد نظر را انتخاب می کند. در گذشته این طور نبود نانوایی سنتی یک نوع نانی تولید می کرد و همه مجبور بودند از آن استفاده کنند.

▪ تا کنون فرآیند صنعتی شدن توانسته است نان پنجمی برای ذائقه مردم تولید کند که الان بشود از آن به صورت مشخص نام برد؟

- تلاش ما این است که نانهای حجیم و نیمه حجیمی که به روش صنعتی تولید می شود را به بازار مصرف اضافه می کنیم و سعی می کنیم ذائقه مردم را با این نانها آشنا کنیم. به هر حال الان نانهای زیادی در بازار مصرف می شود که مورد استقبال مردم قرار گرفته مثل نانهای باگت و خراسانی و غیره که برخی از افراد به صورت دائمی از آنها استفاده می کنند.

▪ شما این ادعا را قبول دارید که در طبقات اجتماعی ایران هر چقدر به طرف دهکهای بالایی جامعه برویم میزان مصرف نان کمتر می شود و هر چه پایین تر برویم این میزان بیشتر می شود؟

- اتفاقأ مرکز آمار ایران دقیقأ آماری خلاف آنچه نظر شما است به ما داده است. به دلیل ارزان بودن نان قشر و دهکهای اول جامعه میزان خرید نان بسیار بیشتری نسبت به دهکهای پایین جامعه دارند. با این همه میزان مصرف در میان این دهکها دقیقا عکس آن است. میزان دورریخت نان در میان دهکهای بالای اجتماعی به مراتب بیشتر از دهکهای پایین جامعه است. شاید آنها نان را بیشتر برای تشریفات سفره شان می خواهند.

▪ حالت ایده الی که شما برای مصرف نان در کشور در نظر دارید به لحاظ مصرف سرانه و درصد استفاده ازا نواع نانهای مختلف اعم از سنتی و صنعتی چیست و بر اساس پیش بینی شما احتمالأ جامعه ما کی به آن خواهد رسید؟

- در برنامه صنعتی شدن ما عمدتا به سمت تولید نانهای حجیم و نیمه حجیم خواهیم رفت. تا پایان برنامه پنجم که سال ۱۳۹۳ است پیش بینی کرده ایم ۴۰ درصد بازار مصرف را نانهای تولید شده به روش صنعتی در دست بگیرد. رسیدن به وضعیت ایده آل زمان بر است. باید الگوها و روش تولید را تغییر دهیم و در این زمینه تنها راه، رفتن به سمت صنعتی شدن است، در کلانشهرهای ما ۸۰ درصد مردم نان داغ می خرند اما آن را سرد مصرف می کنند. البته صنعتی شدن هم معنایش این نیست که نانوایی سر کوچه شما دائم مشغول به کار باشد. بلکه باید با پخت همه نانهای مورد نیاز مردم در کارگاههای بهداشتی و سالم و با ارائه در بسته بندیهای مناسب نیاز مردم به نان تازه و سالم را تامین کرد. با این کار مصرف کننده نان خود را انتخاب می کند و هروقت نیاز داشت بسته بندی را باز می کند.

▪ یارانه ها در قیمت و میزان مصرف نان در کشور ما نقش بسیار زیادی دارد، طرح هدفمند کردن یارانه ها چه تاثیری بر روی وضعیت مصرف نان در سبد مصرفی خانوارها دارد؟

- خوشبختانه از نظر ما این طرح به وضعیت نان در جامعه خیلی کمک می کند دلیل آن هم این است که در قیمت نان سنتی تاثیر قیمت آرد که مواد اولیه اصلی آن است ۵ تا ۷ درصد است که همین عامل دلیل ارزان بودن نانهای سنتی را تشکیل می دهد.

در حالی که هیچ نوع تولیدی در دنیا وجود ندارد که قیمت مواد اولیه اصلی آن زیر ۱۰ درصد باشد. در طرح هدفمند کردن یارانه ها مردم پول خود را دریافت می کنند و می توانند بهترین تولید کننده و بهترین نان را انتخاب کنند. یعنی با اجرای این طرح آنها مجبور نخواهند بود الزاماً از نانوایی سر کوچه خرید کنند. در این طرح کیفیت نان مطمئنا افزایش می یابد. چون رقابت درست می شود و هر واحدی برای فروش محصول خود مجبور خواهد بود کیفیت نان خود را به بالاترین حد افزایش دهد.

▪ چیزی که شما می گویید مستلزم آن است که شرایط برای این کار فراهم شود در صورتی که زمان زیادی به شروع این طرح نمانده، آیا زیر ساختهای این وضعیتی که شما تصویر می کنید در جامعه فراهم شده است؟

- بازده یک واحد نان صنعتی ۱۰۰ برابر یک واحد نانوایی سنتی است. در یک نانوایی سنتی در هر روز ۳۰۰ کیلو آرد پخت می شود. در حالی که در واحد صنعتی این رقم به ۳۰ تن هم می رسد. نان در واحدهای صنعتی در جایی دیگر تولید می شود و در سوپر مارکتها و محلهای مخصوص عرضه نان در محلات به دست مردم می رسد. در حال حاضر کارهایی برای راه اندازی واحدهای صنعتی نان در کشور انجام شده است که امیدوار هستیم با آغاز به کار آنها شرایط برای اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها فراهم شود.

▪ سومین نمایشگاه نان صنعتی که قرار است در روزهای آینده برگزار شود چه تاثیری در این زمینه خواهد داشت؟

- در این نمایشگاه سرمایه گذاران آخرین تکنولوژیهای تولید نان را از کشورهای آلمان و فرانسه و ایتالیا عرضه می کنند که قطعأ به فرایند سرعت بخشیدن به روند صنعتی شدن تولید نان در کشور کمک زیادی خواهد کرد.

▪ آیا آماری در رابطه با اینکه کدام مناطق ایران بیشترین میزان مصرف و کدام مناطق کمترین میزان را دارند در دست هست؟

- بیشترین مصرف نان و آرد در استانهای مرزی است. چون بخش زیادی از سهمیه آرد اختصاص یافته به این استانها به دلیل قیمت پایین به خارج از کشور قاچاق می شود. علاوه بر این در برخی نقاط روستایی و جاهایی که دامپروری وجود دارد مصرف نان به دلیل آنکه دوریخت آنها غذای دام می شود، بالاست. همچنین در نقاطی که کارهای یدی انجام می شود مصرف نان بیشتر از جاهای دیگر است، البته وضعیت اقتصادی خانوارها نیز در این مسئله بی تاثیر نیست. چرا که در نقاط فقیر نشین هم مصرف نان بالا است.

▪ شما گفتید که انتخاب مردم در جامعه ما تنها به مصرف چهار نوع نان محدود شده است. وضعیت میزان مصرف این نانها در جامعه به چه شکل است؟

- در بازار مصرف ۴۴ درصد را لواش، ۳۵ درصد تافتون، ۷ درصد سنگک، ۳ درصد نانهای هجیم و نیمه هجیم و ۱۱ درصد را هم دیگر نانها در اختیار دارد.

▪ بیشترین و کمترین دور ریخت را چه نانهای دارد؟

- بیشترین دورریخت را هم نان لواش با ۴۴ درصد دارد و تقریباً سنگک و نانهای حجیم و نیمه حجیم کمترین پرتی را دارند.

▪ ما تعداد زیادی نان سنتی در کشورمان داریم که بسیاری از آنها هم به لحاظ کیفیت و هم به لحاظ میزان دورریخت زمینه آن را دارند که به شکل انبوه تولید شده و به بازار عرضه شود آیا برنامه ای برای این کار دارید؟

- بر اساس برنامه های ما در فرآیند صنعتی شدن پخت نان برای هر منطقه جغرافیایی و هر استان تولید نان محلی آن منطقه هم مد نظر قرار دارد و برنامه داریم توسعه نانهای محلی را نیز در این فرآیند افزایش دهیم.

بر اساس اعلام مدیر پروژه نان صنعتی و ارتقای کیفیت نان وزارت بازرگانی نان لواش 44 درصد بازار مصرف نان در کشور را در اختیار دارد و از این بابت این نان پر مشتری ترین و محبوبترین نان تولید شده در ایران است.

حبیب الله مزروعی با اعلام این مطلب گفت: کل بازار نان در کشور ما در اختیار چهار نان لواش، تافتون، بربری و سنگک است که نان لواش با 44 درصد بازار مصرف در صدر قرار دارد. نان تافتون نیز 35 درصد، نان سنگک حدود 7 درصد، نانهای حجیم و نیمه حجیم نیز 3 درصد را به خود اختصاص داده اند. 11 درصد هم در اختیار سایر نانها است.

این مقام مسئول در وزارت بازرگانی همچنین با اشاره به دورریخت بالای نانهای سنتی اظهار داشت: نان لواش به همان نسبتی که بیشترین میزان مصرف را دارد بالاترین میزان دورریخت را نیز با 44 درصد در اختیار دارد.

مزروعی افزود: نان سنگک و نانهای حجیم و نیمه حجیم نیز در زمینه ضایعات و دورریخت کمترین هدر رفت را دارند به طوری که نانهای حجیم و نیمه حجیم که به روش صنعتی تولید می شوند در این زمینه بهترین شرایط را داشته و کمترین ضایعات را دارند.

مدیر پروژه نان صنعتی در رابطه با حالت ایده آل میزان مصرف نانهای تولید شده به روش صنعتی مانند نانهای حجیم و نیمه حجیم از نظر وزارت بازرگانی گفت: در برنامه صنعتی شدن ما عمدتا به سمت تولید نانهای حجیم و نیمه حجیم خواهیم رفت. تا پایان برنامه پنجم که سال 1393 است پیش بینی کرده ایم باید نانهای صنعتی 40 درصد بازار مصرف را در دست بگیرند.

مزروعی در ادامه گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به میزان مصرف نان در نقاط مختلف کشور گفت: بیشترین مصرف نان و آرد در استانهای مرزی در چهار گوشه کشور است چون بخش زیادی از آرد و نان اختصاص یافته به این استانها به خارج قاچاق می شود. علاوه بر این در مناطقی که دامپروری بیشتر است نان به دلیل قیمت به دامها داده می شود. البته در برخی نقاط روستایی هم مصرف بالا است.

این مقام مسئول در وزارت بازرگانی در پاسخ به سئوالی در رابطه با وضعیت آینده نانهای سنتی و محلی تولید شده در استانهای مختلف کشور با توجه به تلاش برای صنعتی شدن فرایند تولید نان در کشور تاکید کرد: بر اساس برنامه های ما در صنعتی شدن پخت نان برای هر منطقه جغرافیایی و هر استان تولید نان محلی آن منطقه هم مد نظر قرار دارد و برنامه داریم تولید نانهای محلی را نیز در فرآیند صنعتی شدن توسعه دهیم.

مهر

بازيگر تاجيكي سريال «در چشم باد» كه براي نخستين بار است ايفاي نقش در يك فيلم يا سريال را بر عهده مي‌گيرد، حضور مسعود جعفري جوزاني در سمت كارگردان و به عنوان فردي كه به ايفاي نقش بهتر وي كمك مي‌كند را بسيار موثر خواند.

ستاره صفرآور در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، درباره‌ي نحوه انتخاب وي به عنوان ايفاگر نقش «ليلي» در سريال «در چشم باد» خاطرنشان كرد: كارگردان اين فيلم به همراه امير كريمي (مدير فيلمبرداري) و حسين طاهري به تاجيكستان آمدند و فراخواني براي انتخاب بازيگر اعلام كردند.من هم به همراه عده‌اي ديگر در اين آزمون شركت كردم و در نهايت موفق شدم، به عنوان بازيگر سريال «در چشم باد» انتخاب شوم.

وي درباره‌ي نقش خود در سريال «در چشم باد» اظهار كرد: ليلي دختري از خانواده تاجيكي است كه به ايران آمده‌اند. او 12 سال در ايران زندگي مي‌كند و در اين كشور بزرگ مي‌شود با شروع جنگ جهاني، خانواده ليلي به شوروي باز مي‌گردند و بيژن (با بازي پارسا پيروزفر) كه حالا بزرگ شده و به شغل خلباني مشغول است، در جستجوي «ليلي» همبازي دوران كودكي‌اش سرانجام او را مي‌يابد.

ستاره صفرآور كه مدت دو سال با پروژه «در چشم باد» همكاري داشت و در اين مدت هر از گاهي به كشورش تاجيكستان بازگشت و مدتي را در آن جا ماند.

او در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه چگونه توانسته است با شخصيت «ليلي» ارتباط برقرار كند، گفت: وقتي آقاي جعفري جوزاني كمي درباره فيلمنامه شرح دادند، به سرعت احساس كردم كه اين دختر [ليلي] به شدت به من نزديك است و گويا خود من هستم.«ليلي» در چشم باد دختري جدي و جنگجو است و من هم از كودكي بسيار اخمو بودم و همين اخلاق‌ها را داشتم.


ستاره صفرآور كه در سريال «در چشم باد» به زبان تاجيكي صحبت مي‌كند، در تلويزيون تاجيكستان به زبان تاجيكي و روسي گويندگي اخبار زنده را بر عهده داشته است.

بازيگر سريال تاريخي «در چشم باد» با بيان اين كه مدت زيادي را به تماشاي برنامه‌هاي تلويزيون ايران مي‌نشيند، در پاسخ به پرسشي درباره كيفيت برنامه‌هاي خبري در شبكه‌هاي ايراني گفت: بخش‌هاي خبري تلويزيون ايران، اخبار داخلي و خارجي را به خوبي به مردم منتقل مي‌كنند و خبرنگاران بسيار فعال هستند.

به اعتقاد وي گويندگان خبر در تلويزيون ايران نيز از صداي خوبي برخوردارند و به خوبي از حركات صورت و چشم استفاده مي‌كنند.

خبرگزاری ایسنا

روز چهارشنبه – ۱۸ آذرماه – خانه هنرمندان ایران شلوغ‌تر از روزهای دیگر بود.جمعیت ساعاتی پیش از ۱۷ پشت در اصلی خانه هنرمندان ایران جمع شده بودند تا شاهد عكس‌های هدیه تهرانی باشند؛ هنرمندی كه پیش از این حضور خود را در سینما، تئاتر، طراحی صحنه ، زیور آلات و دكوراسیون داخلی محك زده بود و این بار با عكس‌هایش به استقبال مردم آمده بود.

با وجود آنكه به رسم نمایشگاه‌هایی این چنینی ابتدا افرادی كه كارت افتتاحیه و یا خبرنگاری در دست داشتند، اجازه ورود پیدا كردند، اما سیل جمعیت منتظر به قدری بود كه بعد از دقایقی و با وجود سخت‌گیری مسوولان سالن ، درها باز شد و همه مردم اجازه ورود پیدا كردند. این در حالی بود كه تماشای آثار تهرانی در این شرایط كار آسانی به نظر نمی‌آمد و برای دیدن هر تابلو باید پشت جمعیتی زیاد انتظار كشید.

البته نمایشگاه هدیه تهرانی از بیرون شروع شده بود. حوض بزرگ خانه هنرمندان كه همیشه با سطحی فیروزه‌ای رنگ و با گل‌های شمعدانی مردم را انتظار می‌كشد، این بار سفید شده بود و با ماهی‌هایی متفاوت و دیوارهای فلكسی محاصره شده بود.

مابقی تالارهای اما با عكس‌ها و كارهایی تركیبی تسخیر شده بودند. تمام عكس‌ها تركیبی از «آب» بود،اما با این وجود هدیه تهرانی در این نمایشگاه تقسیم‌بندی متفاوتی هم صورت داده بود. یك گالری تصاویر ماهی‌ها در آب، گالری دیگر تركیبی از جلبك‌های كنار آب و یا كف و حباب روی آب و دیگری ساحل و یا برگ‌های غلتان در آب بود و بیشتر عكس‌ها حالتی آبستره و انتزاعی را یادآوری می‌كردند و از این میان در روز افتتاحیه تنها ۱۸۲ اثر دارای شماره و لیست قیمت بودند.

صدای موسیقی در تمام فضا پیچیده است و هر گالری حكایت خود را دارد . گالری «ممیز» همچون دیگر روزها از همه جا شلوغ‌تر است و با فضایی تو در تو كه دیوارهای كاذب آن را پدید آورده‌اند محصور عكس‌هاست و در فضای میانی آن، دو عكس در برابر هم از سقف آویزان شده است و البته در تمام گالری‌های مجموعه‌های این عكس‌ها در ابعادی كوچك‌تر، داخل شیشه‌های پلكسی پرس شده‌اند.

بعضی از عكس‌ها با قاب‌های فلزی مشكی رنگ و یا مقوایی و پلاستیكی و بیشتر آنها با شیشه و با امضای حكاكی شده «هدیه تهرانی» نمایش داده می‌شوند.

طبقه دوم خانه هنرمندان اما فضایی متفاوت‌تر را برای تماشاگران رقم می‌زند. اتاق نیلوفر كه در میان تعداد محدودی عكس محصور شده است، به دوتكه تقسیم شده كه در یك بخش آن چند عكس و در فضای دیگر كه با پارچه‌های سفید طراحی شده، بازیگرانی با لباس‌هایی سفید عكس‌های دیگری را یك به یك نمایش می‌دهند.

طراحی اتاق نیلوفر بی‌شباهت به تجربه تهرانی در طراحی صحنه نمایش «یرما» نیست و تكرار و ادامه آن را برای تماشگران مرور می‌كند.

آخرین بخش نمایشگاه در كنار تصاویری كه در گالری‌های میرمیران و نامی ارائه می‌شود ، تالار انتظامی است كه در پشت بام قرار دارد.

باران می‌بارد و سطح پشت‌بام با چهار استخر كه در هر یك المانی همچون برگ،ماهی، صدف و … قرار دارد، پوشیده شده است و كمی پیش از آن البته صف طویل مردمی است كه منتظر دیدن كارهای تهرانی در تالار انتظامی هستند.

هر ۱۵ نفر می‌توانند به مدت ۱۵ دقیقه از این بخش دیدن كنند و بسیاری از آنها كه از مردم عادی و نه تماشاگران كارهای هنری هستند، انتظار دارند تا در این گالری حداقل شاهد حضور هدیه تهرانی باشند و از او امضایی بگیرند.

گروه قبلی كه می‌آیند ترجیح می‌دهند از داخل حرفی نزنند تا هر كس تجربه خود را داشته باشد.وارد تالار كه می‌شوی همه جا تاریك است و صدای چكه‌های آب می‌آید و مخاطب را ناخودآگاه به یاد غار می‌اندازد. عكس‌ها با تصویر كودك چند ماهه‌ای در آب كه در گویا غرق می‌شود ، شروع شده و با تصاویر دنباله‌داری ادامه پیدا می‌كند تا بعد از یك دور به فضای مدوری می‌رسد و آنجا همه منتظر می‌شوند تا موسیقی به پایان برسد.

سكوت كه همه جا را فراگرفت، اجازه ورود به فضای میانی كه از بیرون پیدا نیست، فراهم می‌شود.

درآن میان حوضی مدور پوشیده شده با آب قرار دارد.چراغ‌ها خاموش می‌شود و تصویری سیاه تا مشخص شدن جزیاتی از چهره همان كودك اولی ادامه پیدا می‌كند و در این میان هركس واكنشی نشان می‌دهد و البته تا پایان تصویر بیشتر سكوت حاكم است.

تهرانی خود در برشور این نمایشگاه می‌نویسد:«این مجموعه ادعایی نیست در عكاسی، تنها قطره شوری است، هدیه از دل دریا، ریخته در چشمانی حیران و آویخته در قاب‌هایی است كه تصویرگرش همان است كه از نطفه تا ابد حضورش بنای رشد، جریانش تغییر مداوم و آثارش شاهكار هنر زمین است.

مرتبه‌اش اول آمد… شاید «الف» نیز كلاهی از دریا بر سرآورد تا سرآغاز سخن نامیدیمش «آب» كه پاك می‌شوید سرنوشت و سرشت را، چه در زیستن هم در مرگ. هزار سخن است در وصفش، اما جراتی نیافتم در بیان نقش این گوهر باروری نامیرای هستی. آنچه تمام است خود گفته كامل … تا بدین روز كسی بر این زلالی بی رنگ و گوارایی بی‌طعم نقشی نزد … این به تمامی بوی پاكی.

گردش پیچیده‌اش در روان ما نمی‌گنجد و به هر جایی و مكانی خوش نقشی زده است به خط خلاق خلقت «چنین ؛ آب» آبان‌گان تلاشی نیست در تفسیر رمز بی‌مرز آب بستن این آب روان در هر قابی، سودی است در بحر خویشتن كه آن نیز نهری است كوچك، برای پاك كردن خون‌های ریخته بر این خاك و آبی كردن آتش دل مادران این سرزمین. دعوتم را به دیدار آبان‌گان بپذیرید… عذرم را نیز، كه در توانم نبود محدود كردن تعداد این تصاویر در قاب نمایشگاه عكسی كه به رسم محدودیت ذهن ما، می‌بایست اندك تا به ارزش درآید.

اما آنچه نامحدود است تنها در محیط این نمایشگاه محدودیت اختیار كرد. اگر چشمی در اضداد رنگ و فرم خسته شد، مشكل در وضع و قرار نگاه ماست. من هم خسته‌ام و خسته شده‌ام از این حواس و این محدوده… به هر حال هرچه بر سر من آمد، اندكی را به شما تحمیل كردم. به قول لائوتسه:«همه چیز مدام در حال رشد و تغییر است…»

گفتنی است:در حاشیه نمایشگاه كتابچه چهارده صفحه‌ای كه شامل تعدادی از عكس‌ها است همراه با تقویم‌های سال ۸۹ با عكس‌های تهرانی به فروش می‌رسد.

در این نمایشگاه حدود ۱۸۲ قطعه عكس در سه نسخه به فروش می‌رسد.گران‌ترین عكس مجموعه‌ چهار لته‌ای است كه هشت میلیون تومان قیمت‌گذاری شده است و پس از آن عكس‌هایی به قیمت سه میلیون تومان و كمتر به فروش می‌رسند. قیمت عكس‌های كوچك رومیزی هم ۲۵ هزارتومان است.

در این نمایشگاه علی تبریزی: مدیر اجرایی و سازنده ویدئو، علی بوستان: طراح گرافیک، بردیا کیارس: موسیقی ، هدیش شاملو: ویدئو، دستیاران اجرا: پیام ایرایی، ریحانه مهرابی، رضا رخشانی‌مقدم و ارمغان بوستان بودند.

این نمایشگاه تا بیست و ششم آذر ماه در خانه هنرمندان ایران ادامه دارد.

فوریه امسال در جریان پخش تلویزیونی هشتاد و یکمین دوره جوایز اسکار، دوربین‌ها به دفعات روی بازیگران آسیایی فیلم «میلیونر زاغه‌نشین» متمرکز شد.

از دو پاتل و فریدا پینتو، ستاره‌های جوان و جذاب فیلم گرفته تا کهنه‌کارانی چون عرفان خان و آنیل کاپور و کودک‌بازیگران غیرحرفه‌ای فیلم که از بمبئی به کالیفرنیا آمده بودند، گروه بازیگران «میلیونر زاغه‌نشین» در تمام لحظه‌های مراسم و در همان حال که فیلم آنها در هشت رشته برنده جایزه اسکار شد، به دفعات مورد تشویق حاضران قرار گرفتند.

«میلیونر زاغه‌نشین» در ۱۰ رشته نامزد اسکار بود و تقریبا در هر بخش که تصورش را بکنید برنده شد. البته هر بخش، بجز بخش بازیگری.

در چند سال گذشته فیلم‌های میان‌فرهنگی معتبر مانند «نامه‌هایی از ایوو جیما»، «میهمان»، «گمشده در ترجمه»، «مونیخ»، «بابل»، «شهر خدا» و «خاطرات یک گیشا»، همه و همه جوایز مهم اسکار را از آن خود کرده‌اند، اما بجز «بابل» تقریبا هیچ یک از بازیگران غیرآمریکایی این فیلم‌ها نامزد اسکار نشده‌اند.

و این مسئله بیش از همه در مورد بازیگران آسیای شرقی و هندی مصداق دارد. این بی‌توجهی به بازیگران محلی بخصوص از آن جهت اهمیت دارد که هالیوود در یک دهه اخیر بیش از پیش به داستان‌های غیرغربی و همین طور بازیگران آمریکایی آفریقایی‌تبار توجه نشان داده است.

با در نظر گرفتن گذشته اغلب شرم‌آور هالیوود در مورد نقش‌های در نظر گرفته‌شده برای آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار، پیروزی همزمان هالی بری و دنزل واشینگتن در جوایز اسکار سال ۲۰۰۱ چیزی در حد خلاصی از این وضعیت تعبیر شد.

از آن زمان تاکنون بازیگران آفریقایی‌تبار مانند فورست ویتکر، مورگان فریمن، جمی فاکس و جنیفر هادسن همه برنده اسکار شده‌اند و ۹ نفر دیگر هم نامزد بوده‌اند.

با اینکه توجه هالیوود به سیاهان بیشتر شده، اما آسیایی‌ها هنوز نادیده گرفته می‌شوند.

استفن گنگ، مدیر اجرایی مرکز رسانه آمریکایی آسیایی می‌گوید: «پیشگامانی مانند میوشی اومکی، ماکو و سسو هایاکاوا مانند آمریکایی‌های آفریقایی‌تباری چون هتی مک‌دانیل و سیدنی پواتیه بودند، با این تفاوت که ما بازیگرانی پیشرو نظیر دنزل واشینگتن و مورگان فریمن نداشته‌ایم.»

صرف نظر از نامزدی کن واتانابی («آخرین سامورایی») و رینکو کیکوچی («بابل») در بخش بازیگری نقش مکمل در یک دهه اخیر، تنها نامزدی اسکار یک بازیگر آسیایی به اواسط دهه ۱۹۸۰ بازمی‌گردد که هینگ اس. نگور بازیگر کامبوجی برای فیلم سال ۱۹۸۴ «کشتزارهای مرگ» در بخش بهترین مرد نقش مکمل نامزد شد. (نگور یکی از تنها دو بازیگر آسیایی است که برنده جایزه شده است.)

بازیگران چینی سال ۲۰۰۰ همان شرایطی را داشتند که پارسال برای بازیگران «میلیونر زاغه‌نشین» اتفاق افتاد و این زمانی بود که فیلم «ببر غران، اژدهای پنهان» بجز بخش بازیگری تقریبا در هر بخش دیگری نامزد اسکار شد.

به لحاظ نظری راه حل‌های زیادی برای این مشکل وجود دارد که یکی از آنها حضور بیشتر بازیگران غیرغربی در نقش‌های مطرح است، اما گروهی نیز اعتقاد دارند فیلمسازان و تهیه‌کنندگان بین‌المللی با درک بیشتر از سیستم هالیوود می‌توانند راه بازیگران آسیایی را برای ورود به بازار اسکار باز کنند.

نظیر این اتفاق در دهه ۱۹۶۰ روی داد و باعث ورود ده‌ها بازیگر و فیلمساز اروپایی به هالیوود شد. کریستینا مارودا رئیس جشنواره فیلم هند در لس آنجلس از «میلیونر زاغه‌نشین» به عنوان یک مورد آموزنده یاد می‌کند.

او می‌گوید: «هنوز بین هند و هالیوود ارتباط چندانی وجود ندارد. بله، عرفان خان بازیگر بسیار خوبی است و مورد توجه منتقدان هم قرار دارد، اما هنگام فعالیت‌های تبلیغاتی برای «میلیونر زاغه‌نشین»، او کجا بود؟ او کاملا نادیده گرفته شد. او نه مدیر برنامه داشت و نه مدیر تبلیغات. آنیل کاپور هم همین طور.»

با توجه به شرایط موجود به نظر نمی‌رسد امسال هم اوضاع برای آسیایی‌ها خیلی متفاوت باشد.

با وجود سهم اندک ایران در تولیدات صنعتی کشورمان بین رتبه های ۶ تا ۸ جهان از نظر تولید آلاینده های گلخانه ای به خصوص CO۲ قرار دارد.

دکتر اسماعیل کهرم در گفتگو با اعلام اینکه آمارهای منتشر شده در بانک جهانی و موسسات محیط زیستی نشان می دهد کشور ایران سهم بالایی در آلاینده های گلخانه ای جهان دارد و بعد از کشورهای تولید کننده بزرگ در تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین موثر بوده است.

این استاد دانشگاه گفت: مصرف انرژی در ایران ۵/۲ برابر کشور صنعتی ژاپن است.

در ایران سوخت زیادی مصرف می شود و انرژی الکتریسته و فسیلی قابل توجهی هدر می رود. چنانکه آمارها نشان می دهد تمام هدر رفتهای انرژی در ایران در حد رکوردهای جهانی است.

کهرم با انتقاد از مسئولان محیط زیست کشور اضافه کرد: تا کنون هیچ برنامه ای برای شرکت در اجلاس کپنهاگ از سوی سازمان محیط زیست و یا دفاتر مرتبط با تغییرات اقلیمی در ایران اعلام نشده است و اساساً این سازمانها در این خصوص بی برنامه هستند و من نشنیده ام که با کسی مشورتی شده باشد و یا تیمی کارشناس برای شرکت در این اجلاس معرفی شده باشد.

این کارشناس مسائل زیست محیطی تاکید کرد: گاهی تیمی را می فرستند که حتی زبان انگلیسی هم بلد نیستند. امیدواریم شرکت کنندگان ایرانی تنها تماشاچی نباشند و از کلی گویی هم پرهیز کنند.

ایران در پروتکل کیوتو تیمی منفعل داشت و هیچ نظم و برنامه ای در کار نبود. دکتر اسماعیل کهرم با تاکید بر اینکه ما همه ساکن یک کشتی هستیم و هر کس این کشتی را سوراخ کند همه ما را غرق می کند، ایران را نیز متاثر از تغییرات اقلیمی در جهان دانست و افزود: همه جهان از این پدیده متاثر شده است و ما باید به طور موثر در این اجلاس شرکت کنیم.

پیش از این رئیس مرکز ملی تغییرات آب و هوایی و نماینده ایران در اجلاس کپنهاگ گفته بود: میزان تولید گازهای گلخانه ای ایران به نسبت تولید اقتصادی و سرانه جمعیت بسیار بالا است و باید زنگ خطر را به صدا درآورد.

دکتر محمد سلطانیه در نشستی خبری پیش از حضور در اجلاس بین المللی تغییرات اقلیمی جهان در کپنهاگ با اعلام اینکه ۶۰ الی ۷۰ درصد دلیل غلظت گازهای گلخانه ای در جهان مربوط به مصرف انرژی است افزود: این رقم در کشور ما به ۷۵ درصد می رسد که نسبت به مصرف کشورهای با سوخت فسیلی رقم بالایی است.

جام جم آنلاین

نوشته‌های قدیمی‌تر »